هويت و  مدرننيته  

 

«هويت» دربرگيرنده دوسويه كاملا متفاوت است ،‌ اين مفهوم از يك سو بر همساني و تشابه دلالت مي كند و از سوي ديگر بيانگر تفاوت و تمايز است . بدين معني كه اعضاي يك گروه در درون «مرز» مشخص و براساس مولفه هاي خاصي كه به «شاخصه هاي هويتي» معروف اند به نوعي با هم مشابه و همسان اند . به عبارت ديگر اين مرزها كه خصلتي نمادين دارند دربرگيرنده افرادي هستند كه به طور كلي شباهتشان بيشتر از تفاوت هاي آنهاست . اساسا همين شباهت است كه به عنوان شاخص هايي براي تعريف هويت آنها به عنوان عضويت در يك گروه اجتماعي خاص به كار مي آيد .

از سوي ديگر افراد در خارج از اين محدوده و در فراسوي مرزهاي نماديني كه قلمرو يك گروه را از ديگر گروه ها متمايز مي كند . براساس ويژگي هاي اختصاصي خود و تفاوت هايشان با ديگران مشخص مي شوند . به بيان ديگر در خارج از مرزهاي گروه به جاي هويت با مفهوم «هويت ها» روبه رو هستيم كه ناشي از تفاوت و گاهي تقابل هويت هاست . درواقع هر هويتي در تقابل با سيار هويت ها تعريف مي شود و اجتماعات بشري با استفاده از قابليت هاي نمادين بين خود و ديگري مرزبندي مي كنند و مفهوم هويت در ديالكتيك معنايي يك فرد و ديگران يا يك گروه با گروه يا گروه هاي ديگر صورت بندي مي شود هر هويتي با ايجاد «مرز» از ساير هويت ها متمايز مي شود و اين مرزها بيانگر ويژگي هاي ساختاري و محتوايي هويت ها هستند .

نكته ديگري كه بايد در بررسي مفهوم هويت در نظر داشت تقابل تلقي هاي روانشناختي و جامعه شناختي از اين مفهوم است . گروهي از انديشمندان اجتماعي هويت را در سطح فردي و روانشناختي مطرح مي كنند و گروهي ديگر مانند هربرت ميد از بررسي هويت در قالب اجتماع دفاع مي كند و اصطلاح «هويت اجتماعي» را براي بيان ارتباط فرد و جامعه به كار مي بندند . در كنار اين دو ديدگاه بايد از روانشناسي اجتماعي نيز ياد كرد كه تلفيقي از ديدگاه هاي فردي و اجتماعي است . ديدگاه روانشناسي اجتماعي سعي مي كند مفهوم هويت را در ارتباط بين ويژگي هاي فردي و مفاهيم اجتماعي بررسي كند كه نهايتا ديد كلي و جامع تري نسبت به دو ديدگاه اوليه مطرح شده ( ديدگاه هاي روانشناختي و جامعه شناختي) دارد .

در بررسي هويت هر يك از قالب هاي فوق نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه هويت داراي سويه اي تاريخي نيز هست چرا كه عوامل سازنده هويت در طول زمان متغير و داراي حالتي پويا و متحول اند . در مطالعه اين مفهوم مهم اجتماعي بايد ارتباط هويت ها با خود و با يكديگر و ويژگي هاي دروني آنها در گستره تاريخي مورد بررسي قرار گيرد . هويت ها نه در انتزاع فردي و نه در انقطاع از سير تاريخي بلكه در ديالكتيك با «خود» و «ديگري» شكل مي گيرند. سوال مهمي كه در عصر گسترش ارتباطات الكترونيك پيش مي آيد اين است كه «مرزهاي هويتي» كجا قرار مي گيرند ؟ و عوامل شكل دهنده هويت ها كدامند ؟ اين كه در يك جامعه انساني چه عامل يا عواملي مرزهاي نمادين يك جامعه و به تبع آن هويت گروهي را مشخص مي كند بستگي به عوامل گفتماني ( discursive) دارد . اين عناصر گفتماني در اساس، شامل فاكتورهاي قدرت و هژموني است . فوكو با تبارشناسي مفاهيم قدرت و هژموني به چگونگي شكل گيري مرزهاي فردي و اجتماعي مي رسد و به خوبي نشان مي دهد كه چگونه و تحت تأثير كدام سازوكارهاي هژمونيك مرزهاي جمعي و فردي «ديوانگان»،«مجرمان» و «محكومان» در سطح فردي و اجتماعي شكل مي گيرد . او نشان مي دهد كه درگيري و نزاع اصلي در مرز هويت ها اتفاق مي افتد . آن جا كه «سوژه» نقش محوري و اساسي را در ساخت و شكل دهي هويت ها و چگونگي مرزبندي آنها برعهده مي گيرد . در آرا و انديشه هاي فوكو، سوژه ( به عنوان عامل مهم و اساسي بر سازنده هويت ) در دو مقطع زمان سنتي و مدرن تفاوت هاي بسيار مهمي دارد . سوژه سنتي كه جامعه را مي سازد ، ثابت ، مشخص و داراي ساخت معين است و با دو ويژگي « مكان مند » و «خطي بودن » تعريف مي شود . مكان مندي سبب ايجاد تداوم و ثبات فردي و جمعي مي شود . در اين جوامع ، مرزهاي فردي و جمعي كاملا مشخص ، ساخت يافته و ثابت است و تغيير آن بسيار سخت و دشوار و اغلب مستلزم به كارگيري كنش سياسي است . ثبات در اين جوامع به حدي است كه حتي پس از شكست سياسي يكي از طرفين هويت فردي و اجتماعي آنها به ندرت از بين مي رود و اغلب به صورت زيرزميني و پنهان به حيات خود ادامه مي دهند و در زمان مساعد ، نسبت به احيا و اعلان هويت خود اقدام مي كنند . در حالت كلي ، سوژه سنتي ، سوژه اي يكپارچه و توپر است كه محيط مفهومي محدود و متصلبي با مرزهاي كاملا ساخت يافته ايجاد مي كند .

در مقابل «فضا» عنصر اساسي بر سازنده دنياي مدرن است كه جهاني بدون مرز و فاقد مركز ثقل ايجاد مي كند . از اين نظر جامعه مدرن با جامعه به روايت دوركيمي آن كاملا متفاوت است در جامعه مدرن برخلاف درك دوركيمي يك مركز (Centre) وجود ندارد كه فعاليت هاي اجتماعي در حول آن سامان يابد . بلكه جامعه مانند موجوديتي فارغ از مركزيت يا حداكثر موجوديتي با مراكز متنوع فهميده مي شود . مفهوم مرز در اينجا دگرگون مي شود و ديگر نمي توان از چارچوب مشخص و قاطعي به نام مرز صحبت كرد . فضاي بدون مركز سبب ايجاد تكثر معنايي مي شود و ازهرگونه طبقه بندي و دسته بندي شان مي گريزد چراكه هر يك از مراكز به نوبه خود منشا معنابخشي هاي متفاوت به پديدارهاي اجتماعي مي شوند . هويت حاصل از چنين فضايي هويتي سيال ، ناپايدار و نامحدود خواهد بود . در چنين حالتي ، رابطه ساده و مشخص فرد اجتماع و معناي ثابت هويت در دنياي سنتي از بين مي رود و رابطه اي پيچيده غير متمركز و منتج از مفهوم فضا در ارتباط با هويت ها شكل مي گيرد كه فاقد شكل ساخت يافته و مشخص است و از هر گونه تعريف و صورت بندي مشخص مي گريزد .

سوژه مدرن (اينجا سوژه فوكويي دولوزي) بر سازنده و حامل چنين هويتي است . سوژه اي تكه تكه و فاقد انسجام كه در دنياي مدرن امروزي كه ويژگي هاي هويتي مختص خود را بر دوش مي كشد . اين سوژه همان گونه كه فرويد اشاره كرده بود ، سوژه اي دانا و عقلاني (rational) و با هويت ثابت و مشخص نيست بلكه تحت تأثير نيروي ناخودآگاهي است كه سبب بي شكلي و عدم انسجام سوژه مدرن مي شود . متفكران ديگري نيز درباره ويژگي هاي سوژه مدرن به ارائه نظرات خود پرداخته اند از جمله ژاك لاكان ( Jacques Lacan) و رولان بارت (Roland Barites) و ژاك دريدا (Jacques Derrida) كه به بررسي ابعاد مختلفي از سوژه مدرن پرداخته اند . روانكاوي سوژه مدرن پس از فرويد با لاكان دنبال شد . عرصه فلسفي و ادبي ، ‌نظريه هاي «ساخت شكني» و «مرگ مولف» دريدا و بارت مطرح شدند .

تمام اين تلاشها در راستاي ارائه ويژگي هاي كلي سوژه در نهايت مجموعه گسترده و پراكنده اي از ويژگي ها براي سوژه مدرن ارائه مي دهد . فوكو معتقد است سوژه مدرن با اين ويژگيها كاملا با هويت مدرن سازگار است چراكه هم هويت و هم سوژه دال هايي هستند كه فاقد مدلول مشخصي هستند و اين امر ناشي از فضامندي اين دو (هويت و سوژه ) است . حركت از سوژه پايدار و ثابت سنتي به هويت هاي باز و متكثر مدرن با مطالعات پست مدرن هايي همچون كريستوا (Kristeva)، جيمسون (Jameson) ، ليوتار (Lyotard) شتاب بيشتري گرفت و درنهايت در نوشته هاي ژان بودريار (jean Baudillard) به اوج خود رسيد .

برگرفته از :مركز مطالعات و تحقيقات رسانه اي روزنامه همشهري .                                          همشهري ، پنج شنبه 13مهر 1385.